یادمه جریم ام این بود واسش شکلات نانی بخرم، شاید بهترین گزینه ای بود که هم من دوست داشتم و هم اون.
۳ تا خریدم.
اولش فکر می کردم یکی من دوتا اون برمی داریم! ولی وقتی دیدمش، احساسم گفت داره داد میزنه دو تا من یکی خودش. (نخند)
وقتی خیابونا رو داشتیم متر می کردیم (باهم) تو دلم گفتم سه تا اون هیچی من!
آخرشم همین شد.
حالا همه چیزم مال اون، فقط اون مال ،(من) هیچ کس.